تبلیغات
نمک زندگی - تولدت مبارک

 

 دوشنبه 7 آبان 1386

تولدت مبارک [عمومی , ]

پسر کوچولوی خانه ما امروز چهار ساله شد. آرزوی چهار ساله شدن را چند ماه بود داشت. از وقتی که فهمید که دوستش طه چهار ساله است، او هم دوست داشت چهار ساله شود.

چهار سالگی پسرک را امسال در کنار بابایی جشن گرفتیم که با یک عالمه کادو از ایران رسیده بود. البته این تنها تولد امسالش نبود....

روز عید فطر با همه دوستان (که هیچ کدام بچه نداشتن) به یک رستوران ایتالیایی رفتیم. یکی از سرویسهای این رستوران، برگزاری یک مراسم ساده تولد است که در آن یک برج پیزای شکلاتی با فشفشه می آوردند با موزیک و بادکنک و لوگوی رستوران و چند تا گارسون که همه با هم دست میزنند... این هم تولد دوم.

اما امیر مهدی همچنان منتظر تولد سوم است با دوستان هم سنش که قرار است بعد از پایان امتحاناتم برایش بگیرم. البته همه مهمانها را هم خودش دعوت کرده است!

پسر کوچولوی ما از پارسال تا حالا خیلی فرق کرده، بزرگ شدنش را کاملاً حس میکنیم

_بسیار خوددار است و سعی میکند احساساتش را کنترل کند مثلاً توی فرودگاه وقتی میخواست از بابایی خداحافظی کند، بارها بغضش را فرو داد و سعی کرد گریه نکند و تا وقتی که بهش گفتم مامان جان وقتی دم ناراحته گریه میکنه، اشکالی نداره. اون موقع بود که سرش رو گذاشت روی شونه بابا و گریه کرد.

روز قبل از تولدش توی مدرسه سرش به شدت به سر یک بچه دیگه برخورد کرده بود، طوری که هردو به طرفی پرت شده بودند. وقتی معلمش ازش پرسیده بود که سرت درد میکنه؟ امیر مهدی میگه نه و گریه هم نمیکنه. اما بعد از چند دقیقه چشمش آنچنان ورمی میکنه که معلمش از ترس نمیدونست چیکار باید بکنه.

_پسرک کوچولوی ما با دوستاش حرفهای  جدیدتری میزنه:

امیر مهدی: مامان دوستم بهم گفته که ادمها وقتی میمرند میرن توی هوا اونجا دوباره زنده میشن پس اونها ما رو می تونن ببینن ولی چون دورن ما اونها رو نمی تونیم ببینیم!!!

_عاشق پمفلت مغازه ها و کارتهای اعتباری است

_به راحتی از اشتباهای دیگران می گذرد به خصوص اگه ازش عذر خواهی بشه حتی اگه خیلی دردش امده باشد میگوید اشکالی ندارد.

- از بین ماشینها بی ام دبلیو را از همه بیشتر دوست دارد.

-  از درست کردن پازل خیلی لذت میبرد به خصوص اگه راجع به قاره ها و کشورها باشد.

-   خیلی دوست دارد ایران همسایه کانادا بشود!!!!!

-   هر جای تاریخی را تلویزیون نشان بده از ما می خواهد که اون را اونجا ببریم.

- موسیقی را خیلی دوست داردبه قول خودش دوست دارد اهنگ بسازد چیزهای مختلف را که صدا های متفاوت دارد کنار هم می گذارد و اهنگ می سازد.

-  روزی حداقل یک قصه می گوید که باید برایش روی ورقه بنویسن

- معلمش می گوید من عاشق خلاقیتش در درست کردن کاردستی هستم چیزهای مختلف را بهم می چسباند و یک چیز جدید درست می کند.

- تمام ورزشهای توپی را دوست دارد واین علاقه اش به اندازه ای است که بعضی شبها باید با توپ بخوابد البته هنوز من هم باید در موقع خواب پیشش باشم.پسرک 4ساله ما تولد مبارک انشا... همیشه برق شادی در چشمانت زیبایت بدرخشد و تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد.

امیر مهدی و دنا

امیر مهدی در تولد با سر باد کرده

پاییز اونتاریو

 

نوشته شده توسط مامان امیرمهدی در  دوشنبه 7 آبان 1386  و ساعت 12:10 ب.ظ

ویرایش شده در دوشنبه 7 آبان 1386  و ساعت 12:10 ب.ظ

(نظر

 


مطالب پیشین...

  update

  سلمانی و WALL-E

  ارتقاء شغلی

  داستان

  تولد

 

 

 

 

  تولدت مبارک

  پراکنده ها

  روز پدر

  Montessori

  روز مادر

  روز مادر و گنج

وبلاگ من ...

  وبلاگ من

  ایمیل من

[yahoo]


بایگانی ...

 نویسندگان

بابای امیرمهدی (26)
مامان امیرمهدی (15)


موضوعات

عمومی (38)


 آرشیو

اسفند 1388 (1)
اسفند 1387 (1)
دی 1387 (2)
مهر 1387 (1)
شهریور 1387 (1)
خرداد 1387 (1)
بهمن 1386 (1)
دی 1386 (1)
آبان 1386 (1)
شهریور 1386 (1)
مرداد 1386 (1)
تیر 1386 (1)
خرداد 1386 (1)
اردیبهشت 1386 (2)
اسفند 1385 (1)
بهمن 1385 (2)
دی 1385 (1)
آذر 1385 (3)
آبان 1385 (1)
مهر 1385 (2)


صفحات

 

 

لینكستان ...

  یک سبد اواز نو

  لوح

  مکتوب

  رنگین کمون

  خانه کتاب

  بی خداحافظی

  کودکان ایران

  سوشیانت هزارم

  پرستو

  خاله نیمه شب

  علیرضا کوچولو

  اهو کوچولو

  خواهرانه

  کتابخانه والدین

  تینا و سینا

  روستایی به نام قلبستان

  هفت سنگ

  دوشس

  ستایش جون

  آبی رها

  عمو امیر اتمی

  ملکوت

  بابای فردا

  سرود مجلس جمشید

  وبلاگ قدیم نمک زندگی

  وب نوشت

  خاله مهاجر

  بابا جون

 

لینكدونی ...

لوح (-)
آرشیو لینكدونی

 

جستجو ...

جستجو در بلاگ

 

خبرنامه ...

 

آمار وبلاگ...

امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل مطالب :

كل نظرها :

كل بازدید ها :

افراد آنلاین : [online]